• Arbaeen Walk Photo Exhibition
  • The Third
  • Arbaeen Walk Photo Exhibition

    The Arbaeen Walk is the World's Largest Annual Peaceful Gathering held every year in the holy city of Karbala, Iraq. Millions of people take part in a commemoration of the Prophet Mohammad's grandson Hussain ibn Ali's martyrdom. Toheed Society of Montreal in cooperation with Thaqalayn Muslim Association (TMA) is going to hold a photography exhibition of the Arbaeen Walk to show how people stand for social justice, honor and peace. Our photos include various cultural backgrounds, religions, and health conditions.

     

    ✅ Come and visit our photos that you never see in media!

    Read more

  • Tanhavash Wildlife Documentary Screening

    The screening of Tanhavash wildlife documentary took place on Saturday, November 25th 2017. Montreal Toheed Society, in collaboration with WWF McGill Student Club, Sierra Club Quebec and McGill Wildlife Association (MWA), hosted the screening at Concordia University. 

    Read more

  • The Third "Street Store"

    Montreal Toheed Society is proud to hold its third Street Store initiative to offer help to the needy during the cold winter of Montreal.

    Read more

توحیدنامه 9 - ستون آزاد*

 

موضوع موسیقی از عناوینی است که بحث آن به دفعات در مراکز اسلامی و حلقه های دانشجویی شهر مونترال مطرح شده است. در عمل نیز بسیاری از نهادها چه موافق چه مخالف در برنامه های خود از آن استفاده مینمایند. مقاله ی حاضر به یکی از جنبه های این مباحث می پردازد.

.

 

به نام خالق زیبایی

 

نگاهی به مبحث "خوانندگی بانوان" در استفتائات مراجع تقلید

مهرداد گیوی

 

انسان بر اساس فطرت خود، میل به کمال و "زیبایی" دارد. چه زیبایی های ظاهری که با حواس پنجگانه برایش قابل درک بوده و چه زیبایی های معنوی که به مدد عقل و قلب خویش تشخیص می دهد. جهان طبیعت به عنوان مخلوق پروردگار عالم، مشحون از جلوه های نظم و زیبایی است و بشر هم در طول تاریخ، به فراخور توان و استعداد خود و با الهام از همین زیبایی های طبیعی، اقدام به خلق آثار هنری کرده است. صدای خوش و یا به تعبیر دیگر "موسیقی" از جمله این هنرهای برگرفته از طبیعت است که از آغاز تاریخ بشر در زندگی انسان ها حضور پر رنگی داشته است. به خصوص امروزه که با فناوریهای صوتی و ارتباطاتی، خلق و انتقال این قسم از هنر به راحتی در سراسر جهان امکان پذیر گشته است. تأثیر شگرف موسیقی بر زندگی مادی و معنوی بشر امروز (به عنوان مثال در زمینه های پزشکی و درمان برخی بیماریها، فعالیت های رسانه ای و آموزشی و...) و جایگاه آن هم به عنوان یک علم و رشته دانشگاهی و هم به عنوان یک هنر محبوب و رایج که جزئی جدا نشدنی از زندگی روزمره انسان ها شده است، بر کسی پوشیده نیست. در جزئیات ابعاد مختلف آن، شاید هزاران کتاب و مقاله عرضه شده است و به طبع بررسی همه آنها در این مقال نمی گنجد.

در این مقاله، تنها یکی از ابعاد این موضوع که در میان متشرعان به دین اسلام و مخصوصاً در کشور ایران مورد بحث و اختلاف آراست، یعنی "حرمت یا عدم حرمت تک خوانی بانوان" آن هم صرفاً از نگاه فقهی مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است. این موضوع در برهه هایی از تاریخ معاصر ایران و به خصوص بعد از انقلاب اسلامی، از یک سو مورد استفتاء از مراجع محترم تقلید و از سوی دیگر دغدغه مهم اصحاب موسیقی، هنر و رسانه بوده است. در سالیان اخیر با راه اندازی بخش بانوان جشنواره موسیقی فجر و نیز همخوانی مرد با آوازه خوان زن در برخی کنسرت ها، کمابیش راه حل هایی شرعی دنبال شده است. کنسرت گروه کامکارها در سال 2006 که در تالار وزارت کشور برگزار شد تنها یک نمونه مشهور از ده ها اجرای مشابه گروه های موسیقی در سالهای اخیر می باشد که در آن صدای "سوپرانو" زن به وضوح صدای غالب و اصلی آواز بوده و صدای مرد به صورت کاملاً خفیف و نه به دلیل فنی و موسیقیایی بلکه تنها به دلیل مورد بحث در اجرای موسیقی گنجانده شده است. از دید موسیقی دانان، حذف صدای زیر (سوپرانو) زنان که در واقع بخشی از علم موسیقی به شمار میرود، به مثابه عدم استفاده از گستره خاصی از فرکانس های موسیقیایی است که به عنوان مثال در سازی مانند تار با پرده های پایین دسته و در آواز در تارهای صوتی زنان تولید می شود. با نادیده گرفتن این نوع صدا، عملاً آهنگسازی و اجرای قطعات موسیقی از نظر فنی با دشواری هایی همراه می شود و در برخی موارد امکان پذیر نیست. به همین دلیل، امروزه، حرمت آوازه خوانی زنان در ایران و از سوی برخی مراجع، نه تنها موجب توقف یا حذف آن نشده بلکه عرصه فعالیت این گروه از هنرمندان را از داخل به خارج ایران گسترش داده است.

از آنجا که قصد نگارنده در این سطور، صرفاً بررسی اجمالی و نیز از نگاه درون دینی به این موضوع و برای مخاطب خاص می باشد، از پرداختن به ابعاد اجتماعی و هنری آن تا حد ممکن صرف نظر شده است. بنابراین انتظار نتیجه گیری کلی و قطعی در انتهای این مقاله متصور نمی باشد و امید است فقط فتح بابی باشد برای تبادل نظرات در آینده.

بنابر آنچه از نص قرآن بر می آید، ظاهراً اشاره مستقیمی به موضوع موسیقی و صدای بانوان نشده است مگر آنجایی که به عنوان مثال از پرداختن به "لهو و لعب" در امور دنیا نهی شده و یا بانوان مسلمان را از نازک کردن صدا به قصد گناه بر حذر داشته است. فتاوای مراجع محترم تقلید که قاعدتاً از روایات و احادیث معصومین (ع) استنباط شده است را می توان به دو دسته تقسیم کرد. قسم اول فتاوایی است که شنیدن آواز زن (در برخی موارد حتی اگر صوت قرآن باشد و مفسده ای هم بر آن مترتب نباشد) بنا بر احتیاط واجب محل اشکال دانسته است. نمونه اینگونه فتاوا را می توان در استفتائات آیات عظام بهجت، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی جستجو کرد. گرچه بر اساس تحقیق شخصی نگارنده در وب سایت رسمی آیت الله وحید خراسانی، استفتائی درباره خوانندگی زنان یافت نشد، ولی دانستن نظر ایشان درباره "موسیقی" خالی از لطف نیست. ایشان استماع موسیقی با آلاتی مانند تار و سنتور را حتی در صورتی که مناسب مجالس لهو و لعب نباشد بنابر احتیاط واجب جایز نمیدانند. ضمناً ایشان در ذیل همین استفتاء، به سؤالی درباره حکم کشیدن نقاشی از انسان یا حیوان پاسخ مشابهی داده اند: "بنابر احتياط واجب بايد از نقاشى كردن انسان يا حيوان اجتناب شود."

از سوی دیگر با نگاهی به فتاوای آیات عظام سیستانی، صانعی، منتظری و خامنه ای اینگونه برداشت می شود که شنیدن صدای زن در مواردی جایز شمرده شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :


1)آیت الله یوسف صانعی:

آیت الله صانعی در پاسخ به سوالی در سایت خود که" استماع غنا چه حكمى دارد و چه غنایى حرام است؟" می فرمایند:

"به نظر اینجانب تبعاً لبعض الأعلام من الفقهاء (قدس سره) حرمت موسیقى و غنا، حرمت محتوایى است و هر صوت و غنا و موسیقى اى كه در آن ترویج بى بند و بارى و بى عفتى باشد و یا براى عیاشى و هوسرانى عیاشان و هوسرانانِ خودخواه و غیر متعهد و یا ترویج باطل و تخدیر افكار و به انحراف فكرى كشاندن انسانها باشد و یا از اسلام، چهره اى ناخوشایند و خلاف سهولت و عدالت نشان دادن و... باشد و امثال موارد، در همه و همه، غنا و موسیقى اش هم حرام است، و عامل و خواننده و مستمع، مرتكب دو حرام شده اند و حتى اگر آیه اى از قرآن هم براى ترغیب به كار حرام و باطل با غنا خوانده شود، غناى آن هم حرام است، چه رسد به غنا و موسیقى نسبت به سنت و مسائل دیگر اسلامى."


با توجه به کتاب فقهی ایشان با عنوان "غنا و موسیقی"که در سایت ایشان موجود می باشد و نتیجه ای که ایشان در انتهای کتاب می گیرند که "غنا مفهومی مجمل فقهی و محدود به نوعی خاص از غنای رایج در زمان صدور روایات" می باشد و با توجیه و رد استدلال های مشهور به روایات منع خوانندگی زنان،فرقی بین آوازخوانی زنان و مردان نمی گذارند. ایشان در این کتاب، ضمن بررسی روایات مستند در زمینه غنا و آوازه خوانان زن، حرمت را شامل "فقط غنا و موسیقی که مقرون به لهو و شهوت و سایر محرمات باشد" میداند و می فرمایند : "غیر آن محکوم به حرمت نمی باشد."

2) آیت الله سید علی سیستانی در بخشی از پرسش و پاسخ سایت خود آورده اند که:


"سؤال: آيا گوش دادن به صداى خوانندگى زن در حالى كه محتواى آن اصلا فاسد نيست مثلاً اشعار مولوى و يا حافظ ويا ...كه كاملا از نظر فساد در امان هستند و فقط خواننده آن زن است چه اشكالى دارد؟

پاسخ: اگر با تلذذ شهوى باشد حرام است و اگر بدون آن و آهنگ همراه آن مناسب مجالس عياشى و خوشگذرانى باشد باز هم حرام است."


که نشان می دهد که معیار حرام بودن صدای زن ، تلذذ (لذت بردن) شهوی وغنا است و بنابراین فرقی بین صدای زن و مرد نمی باشد چرا که صدای مردی که شهوانی و مناسب مجالس عیاشی و خوشگذرانی باشد،نیز حرام است.

 

3) آیت الله حسینعلی منتظری:

ایشان در جلد سوم استفتائات خود آورده اند:

"سؤال 490:خواندن زن چه حكمي دارد؟ همخواني زنان با مردان چطور؟ شنيدن همخواني چطور؟

جواب : اگر غناء و مهيج نباشد ومفسده اي بر آن مترتب نشود حرام نيست ."(منبع:استفتائات3،ص145)

بر همین مبنا، یکی از شاگردان ایشان نیز در پاسخ به سؤالی مشابه اینگونه بیان میکند: "موسیقی و خوانندگی شرعاً جایز است ، مگر اینکه محتوای اشعار امر باطلی باشد یا لحن خوانندگی شهوت انگیز باشد که در این صورت بین مرد و زن تفاوتی نیست، یا موسیقی از خود بیخود کننده باشد. تشخیص مصداق با خود مکلف است. بنابراین در شنیدن موسیقی ها و خوانندگی های متعارف مشکلی نیست. خوانندگی بانوان همانند سخن گفتنشان به شکل متعارف شرعاً مجاز است."

 

4) آیت الله سید علی خامنه ای:

"سؤال : ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟

جواب: هر موسیقی که به نظر عرف، موسیقی لهوی و مطرب که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می‏شود. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد به خودی خود اشکال ندارد."

"سؤال: منظور از موسیقی مطرب و لهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟

پاسخ: موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگی‌هایی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور کرده و به سمت بی‌بندوباری و گناه سوق دهد و مرجع تشخیص موضوع عُرف است."

"سؤال: گوش‌دادن به صداى زن هنگامى که شعر و غیر آن را با آهنگ و ترجیع مى‏خواند، اعم از اینکه شنونده، جوان باشد یا خیر، مذکر باشد یا مؤنث چه حکمى دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چیست؟

پاسخ: "اگر صداى زن به‌صورت غنا نباشد و گوش‌دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و فرقى بین موارد فوق نیست."

 

با نگاه عمیق تر به به استفتائات مراجع مذکور و نیز آیات عظام خمینی و مکارم شیرازی، اصولاً تشخیص مصداق "لهو و لعب" بودن و "تحریک آمیز بودن" موسیقی به عهده خود فرد مکلف گذاشته شده است که به روشنی بیانگر نسبی بودن آن بسته به فرد و موقعیت مکانی و زمانی شنیدن موسیقی می باشد. به عنوان مثال آیت الله خمینی در پاسخ به سؤالی در زمینه تك خوانی زن به صورت آواز سرود، اینگونه فرموده اند: «مجرد صوت زن نامحرم حرام نیست و استماع صدای زن فی نفسه منعی ندارد ولی اگر به ملاحظه وضع خاص خواننده در حال خواندن، یا وضع خاص مجلس و محل خوانندگی، یا به ملاحظه مضامین موضوعی كه خوانده می شود، از مصادیق خوانندگی مطرب لهوی به حساب آید و یا مستلزم مفاسدی باشد،‌جایز نیست.»

آقای امیر مسعود فلاح نیز در مقاله خود، تعدادی از اینگونه فتاوا از مراجع عظام تقلید و نیز شخصیت هایی چون آیت الله بهشتی را جمع آوری نموده که مرور آن برای علاقه مندان خالی از لطف نیست.

 

بنابراین، اینگونه میتوان برداشت کرد که دو عامل اساسی که حرمت موسیقی، صدای بانوان و به طور کلی هر عمل مشابه دیگری را از دیدگاه مراجع دسته اول قطعی ساخته و نیز مورد توجه مراجع دسته دوم نیز قرار گرفته است ( آنجا که حرمت را مشروط و نه مطلق دانسته اند) اولاً لهو و لعب بودن و مفسده برانگیز مجلس و دوماً غنا و تحریک آمیز بودن صدا و محتوا ( آواز بانوان در این مورد خاص) می باشد و در غیر این صورت، سخت بتوان در روایات و احادیث معتبر دلیل دیگری بر حرمت موسیقی و یا شنیدن صدای آواز بانوان یافت.

تشخیص لهو و لعب بودن یک مجلس کار سختی به نظر نمی رسد و بعید است کنسرت های رسمی موسیقی سنتی و حتی پاپ که در حال حاضر در ایران و با هماهنگی و مجوز نهادهای نظارتی برگزار می شود و نیز بزرگداشت مناسبتهای ملی و مذهبی که در سراسر جهان از طرف مسلمانان برپا می شود مصداق این گونه مجالس فساد و خوشگذارنی تلقی گردد کما اینکه تعریف و مصادیق مشخصی از "مجالس لهو و لعب و گناه" در عرف جامعه وجود دارد.

در رابطه با تحریک آمیز بودن صدای زن نیز همان طور که اشاره شد تشخیص آن به عهده خود شنونده بوده و مصداق شرعی یا قانونی برای آن ذکر نشده است. اگر نظر آیت الله صانعی مبنی بر "حرمت محتوایی" و نه "حرمت شکلی" را مجدداً مورد توجه قرار دهیم آیا میتوان به عنوان مثال خواندن اشعاری از مولانا و حافظ را که شامل مضامین عرفانی و اخلاقی است توسط آوازخوان زن، مصداق "غنا" و برای آقایان تحریک آمیز و مفسده برانگیز محسوب کرد؟
همچنین با مقایسه ای سطحی و اجمالی میان شرایط اجتماعی قرن های گذشته (زمان صدور روایات و احادیث) و شرایط اجتماعی جهان کنونی (مخصوصاً خارج از ایران) که زندگی روزمره مردم با رسانه های صوتی تصویری و به تبع آن موسیقی، صدای بانوان (اعم از غنایی و غیرغنایی) به طور کامل عجین شده است، سؤالی که به ذهن متبادر می شود این است که آیا "آستانه تحریک" آقایان نسبت به صدای بانوان، به طور کلی و بدون در نظر گرفتن استثنائات، تعریف و مرز یکسانی با قرن های گذشته و یا در جوامع و فرهنگ های مختلف دارد؟ اگر جواب منفی است، با توجه به تغییرات سریع شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران و جهان مخصوصاً در قرون اخیر که فضایی کاملاً متفاوت برای بشر امروز رقم زده است، آیا بهتر نیست مراجع عظام، در برخی فتاوا بازبینی و تجدید نظری داشته باشند؟ برای روشن تر شدن موضوع، میتوان نگاهی انداخت به سرنوشت فتاوای مشابه دال بر حرمت عضویت یا فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی مانند فیس بوک و از سویی دیگر فعالیت برخی مقامات دولتی و یا شخصیت های مذهبی ایران در همان شبکه ها و ارتباط با مردمی که خود نیز با استفاده از فیلترشکن در آن شبکه ها حضور دارند! و یا حرمت نشان دادن تصویر ساز در رسانه ملی ایران و از سوی دیگر نشان دادن همان ساز در برخی شبکه های استانی و یا شبکه های برون مرزی صدا و سیما برای هموطنان خارج از کشور تنها دو نمونه از مصادیق بروز "تناقض" و ناهمگونی فتاوای صادره با حقایق و فضای متفاوت موجود در جامعه امروز می باشد که علاوه بر هزینه های محتمل سیاسی، به جایگاه روحانیت و مرجعیت شیعه ضربه جدی وارد کرده و نقش مؤثر روحانیون در رویدادهای اجتماعی را که به واسطه اعتماد مردم به آنها در طول تاریخ بوده است روز به روز کمرنگ تر می سازد.

در مراکز اسلامی خارج از ایران و از جمله مونترال نیز رویکردهای متفاوت و بعضاً متناقضی در رابطه با موضوع مورد بحث قابل مشاهده است که شاید ناشی از تفاوت دیدگاه مراجع ایرانی و غیر ایرانی به این موضوع باشد.

در پایان، بار دیگر تأکید می نماید صحت کامل این نوشتار مورد ادعا نبوده و جز جمع آوری برخی فتاوا (نه همه آنها) و برداشت شخصی و اجمالی از آن، دیگر ابعاد موضوع مغفول و یا مؤکول به فرصتی دیگر شده است. امید است صرف طرح موضوع، امکان تحقیقات بیشتر و تبادل نظرات در شماره های آتی را فراهم آورد.

 

*مطالب مندرج در گزارشات و مقالاتی که با نام نویسنده در توحیدنامه منتشر می شوند صرفا بیانگر نظر نویسنده محترم بوده و بیانگر موضع کانون توحید مونترال نمی‌باشد.